خلاصه داستان: داستان زنی برای رسیدن به خودش است، موقعیتی که نه تنها زنان ایرانی بلکه زنان بسیاری از کشورهای عربی هم با آن روبرو میشوند، آنها در بزنگاههایی خود را متکی به مردها میدانند، در حالی که هیچ تکیهگاهی بهتر از خودشان ندارند.
خلاصه داستان: این درام تأثیرگذار، به کشمکشهای روانی زنی تنها میپردازد که در سکوت با دشواریهای طاقتفرسای جامعه میجنگد. او بدون درگیریهای پرهیاهو، نبردی خاموش اما سرسختانه را آغاز میکند تا هویت واقعی خود را بازپس بگیرد و مادری حقیقی برای پسرش باشد.
خلاصه داستان: وقتی فرزند زنی از گذشته مشترکشان پس از چهل سال برای ادعای ارث به ایران بازمی گردد، دو دوست قدیمی دوباره به هم می رسند. این ورود غیرمنتظره به طرز خندهداری زخمهای قدیمی را باز میکند و یک رقابت آشفته و نوستالژیک را زنده میکند.
خلاصه داستان: ابوالفضل که در پرورشگاه بزرگ شده، برای یافتن مادر واقعیاش راهی سفری میشود؛ سفری که او را با دوستی، عشق، فقدان و جنگ روبهرو میکند، تا سرانجام جایگاه واقعی خود را در زندگی پیدا کند.
خلاصه داستان: داستان دو آقازاده است که یکی ساده لوح و دیگری زرنگ است و سعی میکند با معاملههای کلان ثروتش را بیشتر کند، در حالی که آقازاده سادهتر درباره زندگیاش خیالپردازی میکند.
خلاصه داستان: چند نوازنده جوان که تمایلی ندارند تا آهنگ های سطح پایین اجرا کنند با مشکل بی کاری دست به گریبان می شوند، ولی آشنایی با فردی میلیاردر مشکلات آن ها را در مسیری جدید قرار می دهد...
خلاصه داستان: دختر آقای سعادت با مهندس مهران قرار ازدواج گذاشتهاست. آقای سعادت، که آدم بدگمانی است، آقا تقی خیالاتی و دست و پا چلفتی را مأمور میکند تا مهران را زیر نظر بگیرد. آقا تقی ادعا میکند که مهران عضو باند قاچاق هروئین است. به زودی معلوم میشود که قاچاقچی مورد نظر فرد دیگری است شبیه مهران که در ساختمان محل سکونت او زندگی میکند. به این ترتیب چابکی آقا تقی در کشف باند قاچاق اثبات میشود و مهران و دختر آقای سعادت به وصال هم میرسند.