خلاصه داستان: در این کمدی طنزآمیز، بهروز حیلهگر نقشهای میکشد تا با سیما، دختری ثروتمند، ازدواج کند و به ثروت برسد. اما او بیخبر است که پدر سیما از نیتهای پلید او آگاه شده و از دوست خود برای مقابله با بهروز کمک میگیرد. این فیلم که درسی اخلاقی در خود دارد، با تصویربرداری حرفهای، لحظات خندهدار را با درامی تلخ و شیرین ترکیب میکند.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی اکشن و فانتزی داستان رؤیاهای تلخ و شیرین دو جوان را روایت میکند. ماجراهای آنها در دنیایی پر از هیجان و تخیل به تصویر کشیده شده است.
خلاصه داستان: یک کوآلای جوان و ماجراجو سفری پرخطر را در دل مناطق وحشی و خطرناک استرالیا آغاز میکند تا پدر گمشدهاش را پیدا کند؛ اما خیلی زود درمییابد که قهرمان بودن، آنطور که به نظر میرسد، ساده نیست.
خلاصه داستان: یک راننده تاکسی جوان و خوشمشرب در طول روز با داستانهای مختلفی روبهرو میشود. یک روز، او زنی جوان و آمریکایی را سوار میکند و وارد ماجرایی غیرعادی و طولانی میشود که مجبور است تا انتها آن را دنبال کند. زن آمریکایی آدرس مورد نظرش را گم کرده و پیدا کردن بستگانش تقریباً غیرممکن به نظر میرسد. راننده جوان معتقد است که باید به زن کمک کند تا بستگانش را پیدا کند، و این مسئله مشکلات زیادی بین او و نامزدش ایجاد میکند. همچنین، او در رابطه با زن آمریکایی و دوست عجیب و غریبش با مسائل دیگری نیز دستوپنجه نرم میکند.
خلاصه داستان: رحمان مهاجر شهرستانی، در تهران با فریدون که کارش قاچاق فیلمهای ویدیوئی است آشنا میشود فریدون که ناراحتی قلبی دارد، از اشتیاق رحمان برای جستجوی شغلی مناسب و همچنین از سادگیاش سواستفاده میکند و او را به کار خود که قاچاق فیلم است میکشاند.رحمان گرفتار پلیس میشود و توسط عمویش با دادن جریمه سنگین آزاد میشود و به سراغ فریدون میآید. فریدون که خود بازی خوردهٔ دست رشید(قاچاقچی اصلی) است به سراغ رشید میرود و پول جریمه زندان رحمان را طلب میکند اما رشید به سبک فیلم پدرخوانده (دون کرلئونه) پول را پس میگیرد در همین کشوقوسها فریدون در بر اثر حمله قلبی درمیگذرد و رحمان به همراه خواهر فریدون به زادگاهش باز می گردد.
خلاصه داستان: رفتار و شوخیهای فرشته، دانشجوی باهوش رشتهٔ ادبیات، موجب سوء تفاهم برای مسئولان دانشکده میشود. آنها او را از تحصیل معلق میکنند. برادرش عباس، که به کار با کامپیوتر علاقه دارد، به او توصیه میکند که کاری پیدا کند. فرشته در یک شرکت انتشاراتی مشغول به کار میشود و عباس یک آدم آهنی به نام مبارک میسازد تا در کارهای خانه به او کمک کند.
خلاصه داستان: در یک درگیری بین نیروهای انتظامی و قاچاقچیان یک افسر کشته میشود. سروان یوسف پیر بلوچ، پسر عموی مقتول برای رسیدگی به پرونده یک سرقت به بلوچستان منتقل میشود. او با کمک خانواده عمویش به مبارزه با اشرار میپردازد. در پی حوادثی که رخ میدهد خانواده اش از هم میپاشد و سرانجام مورد سرقت یک اسکلت پیش میآید و «پیر بلوچ» خود را به عنوان یکی از سردستههای قاچاقچیان جا میزند و سرانجام به محل اختفای «جلال» سر کرده قاچاقچیان که موجب قتل پسر عمویش نیز بوده است پی میبرد و با یاری نیرویهای انتظامی قاچاقچیان را گرفتار میکند.
خلاصه داستان: امیر پس از سه سال از زندان آزاد و مشغول به کار در یک مبلفروشی میشود. به زودی آشناییاش با هما و قرار ازدواج با او، سبب میشود تا با روحیه و جدیت بیشتری کارش را پیگیری کند و..
خلاصه داستان: همسر و فرزند خردسال یك سروان نیروی انتظامی، كه افسر تجسس است و باعث اعدام یك قاچاقچی شده، جلوی چشمان او، سوار بر اتومبیل بین دو تریلی می مانند و له می شوند. او برای به دام انداختن مسببان این واقعه نقشه ای طراحی می کند.
خلاصه داستان: حسن به خاطر بیکاری به هر کاری حتی دزدی دست می زند تا اینکه دایی او برایش چند محل مختلف کار پیدا می کند اما حسن سر هیچ کاری دوام نمی آورد تا اینکه بالاخره حسن به عنوان شاگرد حجره ی حاجی به کار مشغول می شود و ...